ارزو میکنم...

آرزو ميكنم تو جيبت پول پيدا كني ...

آرزو ميكنم يه موزيكي كه خيلي وقته دنبالشي هيچ اسمي ازش نميدوني رو يهو يجا پيدا كني...

آرزو ميكنم وقتي دارن ازت تعريف ميكنن تو اتفاقي رد بشي بشنوي...

آرزو ميكنم انقدر بخندي بخندي كه از چشمات اشك بياد ...

آرزو ميكنم يه بويي كه باهاش خيلي خاطره خوب داري يجا به مشامت بخوره...

آرزو ميكنم وقتي حواسه ت نيست سرتو بياري بالا ببيني يكي كه دوسش داري داره خيلي عميق با يه حس مثبت و لبخند رضايت نگاهت ميكنه ...

آرزو ميكنم يه چيزي كه كوچيكه ولي فكر نميكردي حالا حالاها داشته باشيش  يا اتفاق بيافته رو بدست بياري ...

اين ارزوها كوچيكن ولي خيلي لذت بخشن.

http://danyal698.blogfa.com/منبع

وقت ازدواج

دانایی را پرسیدند: چه وقت برای ازدواج پایدار مناسب است؟

دانا گفت: زمانی که شخص توانا شود!

پرسیدند: توانا از لحاظ مالی؟ جواب داد: نی!

گفتند: توانا از لحاظ جسمی؟ گفت: نی!

پرسیدند: توانا از لحاظ فکری؟ ... جواب داد: نی!

پرسیدند: خود بگو که ما را در این امر دیگر چیزی نیست! دانا گفت ... . . زمانی یک شخص می تواند ازدواج پایدار نماید که اگر تا دیروز نانی را به تنهایی می خورد امروز بتواند آن را با دیگری نصف نماید بدون آنکه اندکی از این مسئله ناراحت گردد

همه زور..

وقتی دنیا بهت یه لگد زد ..بهش نگاه کن و با لبخند بگو.همه زورت همین قدر بود

اریو

رفاقت..

سلامتی رفیقی که با خونه دعوا کرد و ۶ماه تو خونه ی رفیقش موند,
بعد ۶ماه که سرکوچه وایستاده بود به ۱دختری تیکه میندازه,
دوستاش میگن:این خواهر همون رفیقتبود که ۶ماه تو خونش موندی,
ناراحت میشه میره پیش رفیقش میبینه داره عرق میخوره,
میگه رفیق من خواهرتو نشناختم و بهش تیکه انداختم,
رفیقش ۱پیک سنگین میریزه و میگه:
سلامتی رفیقی که ۶ماه تو خونم زندگی کرد و خواهرمو نشناخت

 

اریو= فیس بوک ایرانی

اقا ما دیدیم این امریکاییا پر رو شدن هی میگن فیس بوک فیس بوک

دست به خودکفایی کامل زدیم و با مهندسی معکوس کژی برابر اصلشو ساختیم

اسمشم گذاشتیم اریو

دوست داشتین بیاید عضو شید بدون فیلتر حال فیس بوکشو ببرید

اینم ادرسش http://www.arioo.com

اینم ادرس پیج بنده کمترین

http://www.arioo.com/ariobehnam/

چهار زکر فراموش شده...

اینو یه جا خوندم گفتم شاید بد نباشه شما هم بخونید...

خداییش اگر توکل و امیدمون فقط به خدا باشه و واقعا از قلبمون امید باشه نه ظاهری همه مشکلا حله

کاش خودمونو گول نزنیم و باهاش صادق باشیم..

کاش..

-------------------------------------------------------------

ﺍﻣﺎﻡ ﭘﻨﺠﻢ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺩﺭ ﺷﺮﺡ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﭼﯿﺰ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﮐﻠﻤﻪ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﻭ ﺍﺛﺮﮔﺬﺍﺭ ﭼﻨﯿﻦ
ﻣﯽ‌ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ1:

ﺩﺭ ﺷﮕﻔﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﺮﺱ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻏﻠﺒﻪ ﮐﺮﺩﻩ، ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺫﮐﺮ «ﺣﺴﺒﻨﺎ ﺍﻟﻠﻪ ﻭ
ﻧﻌﻢ ﺍﻟﻮﮐﯿﻞ» ﭘﻨﺎﻩ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ. ﺩﺭ ﺻﻮﺭﺗﯽ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺫﮐﺮ ﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ
ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ  ﺍﺳﺖ: ﭘﺲ (ﺁﻥ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﺰﻡ ﺟﻬﺎﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﮔﺸﺘﻨﺪ، ﻭ ﺗﺨﻮﯾﻒ ﺷﯿﺎﻃﯿﻦ
ﺩﺭﺁﻧﻬﺎ ﺍﺛﺮ  ﻧﮑﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺫﮐﺮ ﻓﻮﻕ ﺗﻤﺴﮏ ﺟﺴﻨﺪ) ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﻧﻌﻤﺘﯽ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ
(ﻋﺎﻓﯿﺖ) ﻭ ﭼﯿﺰﯼ ﺯﺍﯾﺪ ﺑﺮ ﺁﻥ (ﺳﻮﺩ ﺩﺭ ﺗﺠﺎﺭﺕ) ﺑﺎﺯﮔﺸﺘﻨﺪ، ﻭ ﻫﯿﭽﮕﻮﻧﻪ ﺑﺪﯼ ﺑﻪ
ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺮﺳﯿﺪ2".

ﺩﺭ ﺷﮕﻔﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﻧﺪﻭﻫﮕﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺫﮐﺮ «ﻟَّﺎ ﺇِﻟَﻪَ ﺇِﻟَّﺎ
ﺃَﻧﺖَ ﺳُﺒْﺤَﺎﻧَﮏَ ﺇِﻧِّﯽ ﮐُﻨﺖُ ﻣِﻦَ ﺍﻟﻈَّﺎﻟِﻤِﯿﻦَ» ﭘﻨﺎﻩ ﻧﻤﯽ ﺑﺮﺩ. ﺯﯾﺮﺍ
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﺫﮐﺮ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ: «ﭘﺲ ﻣﺎ ﯾﻮﻧﺲ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﺗﻤﺴﮏ ﺑﻪ ﺫﮐﺮ
ﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ، ﺍﺯ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩﯾﻢ ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﻮﻣﻨﯿﻦ ﺭﺍ ﻧﺠﺎﺕ ﻣﯽ‌ﺑﺨﺸﯿﻢ3".

ﺩﺭ ﺷﮕﻔﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﮑﺮ ﻭ ﺣﯿﻠﻪ ﻭﺍﻗﻊ ﺷﺪﻩ، ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺫﮐﺮ «ﺃُﻓَﻮِّﺽُ
ﺃَﻣْﺮﯼ ﺇِﻟَﯽ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺇِﻥَّ ﺍﻟﻠَّﻪَ ﺑَﺼﯿﺮٌ ﺑِﺎﻟْﻌِﺒﺎﺩِ» ﭘﻨﺎﻩ ﻧﻤﯽ‌ﺑﺮﺩ.
ﺯﯾﺮﺍ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺫﮐﺮ ﻓﻮﻕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ: «ﭘﺲ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ (ﻣﻮﺳﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ
ﺫﮐﺮ ﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ) ﺍﺯ ﺷﺮ ﻭ ﻣﮑﺮ ﻓﺮﻋﻮﻧﯿﺎﻥ ﻣﺼﻮﻥ ﺩﺍﺷﺖ4".

ﺩﺭ ﺷﮕﻔﺘﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻃﺎﻟﺐ ﺩﻧﯿﺎ ﻭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ‌ﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎﺳﺖ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ﺫﮐﺮ
«ﻣﺎﺷﺎﺀﺍﻟﻠﻪ ﻻ‌ﺣﻮﻝ ﻭ ﻻ‌ﻗﻮﺓ ﺍﻻ‌ ﺑﺎﻟﻠﻪ» ﭘﻨﺎﻩ ﻧﻤﯽ‌ﺑﺮﺩ، ﺯﯾﺮﺍ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ
ﺫﮐﺮ ﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ: «ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﻓﺎﻗﺪ ﻧﻌﻤﺖ‌ﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﻮﯼ ﺑﻮﺩ، ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﯼ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﻧﻌﻤﺖ‌ﻫﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩ) ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺍﮔﺮ ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﻣﺎﻝ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ، ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ
ﺧﻮﺩ ﻣﯽ‌ﺩﺍﻧﯽ ﺍﻣﯿﺪ ﺍﺳﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺑﺎﻍ ﺗﻮ ﺑﺪﻫﺪ".

ﻣﻨﺒﻊ:

1- ﺑﺤﺎﺭﺍﻻ‌ﻧﻮﺍﺭ، ﺝ 90، 184 – 185

2- ﺁﻝ ﻋﻤﺮﺍﻥ ﺍﯾﻪ ۱۷۱

3- ﺳﻮﺭﻩ ﺍﻧﺒﯿﺎﺀ ﺁﯾﻪ 87 ﻭ 88

4- ﺳﻮﺭﻩ ﻏﺎﻓﺮ ﺁﯾﻪ 44ﻭ ۴۵

پای منقل..

 

 - میگن یه سری دو سه تا اهل بازار رقته بیدن خونه یه بازاری گردن کلفتی مهمونی.یکیشون رفیقشم برده بید خونه یارو...

 - پا منقل از هر حرفی و سخنی

 - چیزی مگفتن

 - یهو

 - حرف کشید به بدبختیای ای مهمون دوست صاحب خونه

 - که برشکست شده بید

 - تعریف کرد که ال شد و بل شد

 - و مثلا مه اگر الن 10 ملیون پول نقد داشت باشم

 - حل میشه همچی

 - یارو صاحب خونه که میلیاردر بود

 - گفت همش برای 10 تومن

 - فردا بیا درمغازه بهت بدم

 - خلاصه یارو فردا میره دم مغازه و میه

 - سلام و علیک

 - و فلان و بهمان

- خلاصه یارو روش نمیشده بگه هی من من مکرده

 - صاب مغازه هم سرش شلوغ بیده

 - گفت فلانی کاری داری بگو میبینی سرم شلوغه

 - گفت حاجی بخاطر حرفای دیشب خدمت رسیدم

 - و قول قرارای دیشب

 - یارو که پاک یادش رفته بود

 - گفت کدوم قرارا

 - کدوم حرفا

 - و بدبخت براش تعریف کرد وعده های دیشبه

 - پولداره گفت خدا پدرته بیمارزه

 - تو هنوز تو نعشگی  پا منقل موندی

 - اونا حرفای پا منقلی بود حاجی

 - برو خدا روزیته جای دیگه بده

 - شده حکایت منو تو

 - شب شکر زیادی میخورم

 - فردا یادم میره

 -

 - بافوره بگیر نوبتته

پی نوشت: وافور یا به زبان عامیانه بافور   وسیله ایست که با  ان تریاک میشکن و بدلیل حجم بالای تریاک مصرفی بیشتر در میان اعیان و اشراف بکار میرود

آریو بهنام..

 

...بدون شرح..

هوااااااااستو جم کن بچه..

دانشنمدان متعقدند که مغز آدما فقط به اول و آخر کملات

توجه مکینه برای هیمنه که تو تونستی این رو بخونی……….

حالا بگو چند تا کمله غلط بود ؟؟؟

راه های جدید خودکشی – طنز

faghirtarin raaees jomhour Copy1 راه های جدید خودکشی – طنز

faghirtarin raaees jomhour1 راه های جدید خودکشی – طنز

khodkoshi 1 راه های جدید خودکشی – طنز

khodkoshi 2 راه های جدید خودکشی – طنز

khodkoshi 3 راه های جدید خودکشی – طنز

moharam1 راه های جدید خودکشی – طنز

اگر این راه ها جواب نداد

..

.

.

ازدواج کنید

روزگارم..

_____________________$$$$$$$
_____________________$$$$$$$$$$
__________________$$$$$$$_$$$$$$
_________$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$$
_____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$$
____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
___$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$_$$$$$
__$$$$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
__$$$_$$_$$$$$$$$___$$$$$$_$$$
__$$$_$$_$$$$$$$$_____$$___$$$
_$$$$$_$$$$$$$$$$$__________$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$
_$$$_$$_$$$$$$$$$$$
$_$$$$$$__$$$$$$$$$
$_$$$$$$___$$$$$$$$
_$$$$$$$$$__$$$$$$$
$_$$$$$$$$___$$$$$$
$$_$$$$$$$$___$$$$$
$$$_$$$$$$$$__$$$$$$
_$$$_$$$$$$$$$_$$$$$
$$$$$ __$$$$$$$$_$$$$
$$$$$$$ __$$$$$$$$$__$
$_$_$$$$$__$$$$$$$$$_$$$$
$$$__$$$$$__$$_$$$$$$$_$$$$
$$$$$$_$$__$$$$$$$$$$$$$$$
_$$$$$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$
__$$$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_______________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
__________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$__$$$$$$$$$$$$$____$$$$$$$$$$
_$$$__$$_$$________$$$$$$$$$$$
_$$$_$$_____________$$$$$$$$$$
_$$_$$______________$$$$$$$$$$
_$$$$________________$$$$$$$$$$
_$$$$________________$$$$$$$$$$
__$$$_________________$$$$$$$$$
$_____________________$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$$$$$__$$$$$
$___________________$$$$$$$$$$$$$$$$$$
$____________________$$$$$__$$$$$$$$

فیتیله ،سال آینده 5 ماه تعطیله!

اینو یه جا خوندم با اینکه در جریانش بودم ولی انقدر دقیق  و با حساب کتاب نه

بدنیست شماهم بخونین و بفهمین ما چرا همش در حال درجا زدنیم..

======================================

در تهران و برخی کلان شهرهای ایران، علاوه بر جمعه، روزهای ۵ شنبه نیز تعطیل است. بررسی ها نشان می دهد که تعداد تعطیلات رسمی که در پنج شنبه و جمعه قرار ندارد، ۱۷ روز است. از طرفی چون هر سال ۵۲ هفته است، تعداد روزهای پنج شنبه و جمعه هر سال نیز ۱۰۴ روز است. به این ترتیب، تعداد کل روزهای تعطیل برای ساکنان تهران و برخی دیگر از کلان شهرها، حداقل ۱۵۶ روز است؛ یعنی ۵ ماه و ۶ روز تعطیلی در سال، برای تهرانی ها.

طبق قانون کار، هر کارمند یا کارگر قراردادی می تواند در سال یک ماه از مرخصی استحقاقی استفاده کند. به این ترتیب با احتساب ۱۷۰ روز تعطیلی، عملا یک کارمند یا کارگر تهرانی سال ۹۲ می تواند تا ۲۰۰ روز کار نکند. در دیگر مناطق، این میزان ۱۰۵ روز خواهد بود. به عبارت دیگر میزان ایام اشتغال به کار یک کارمند یا کارگر قراردادی طی سال ۹۲، در تهران و برخی دیگر از کلان شهرها، می تواند به ۱۶۵ روز و در دیگر مناطق به ۲۶۰ روز محدود شود!

 

طبق تقویم سال ۹۲، ایران ۲۶ روز تعطیلی رسمی دارد. از این تعداد، ۴ مورد، با روز جمعه مصادف شده اند. به عبارت دیگر به جز جمعه ها، ۲۲ روز از ایام سال آتی تعطیل خواهد بود. در عمده شهرهای ایران، به جز تعطیلات رسمی، ادارات و سازمان ها، فقط جمعه ها تعطیل هستند. هر سال ۵۲ هفته است. پس در یک سال ۵۲ روز جمعه داریم. به این ترتیب تعداد روزهای تعطیل در اکثر نقاط ایران، با احتساب روزهای جمعه، ۷۲ روز است.

خوش به حال تهرانی ها!

در تهران و برخی کلان شهرهای ایران، علاوه بر جمعه، روزهای ۵ شنبه نیز تعطیل است. بررسی ها نشان می دهد که تعداد تعطیلات رسمی که در پنج شنبه و جمعه قرار ندارد، ۱۷ روز است. از طرفی چون هر سال ۵۲ هفته است، تعداد روزهای پنج شنبه و جمعه هر سال نیز ۱۰۴ روز است. به این ترتیب، تعداد کل روزهای تعطیل برای ساکنان تهران و برخی دیگر از کلان شهرها، حداقل ۱۵۶ روز است؛ یعنی ۵ ماه و ۶ روز تعطیلی در سال، برای تهرانی ها.

همه اش که این نیست!
علاوه بر تعطیلاتی که برشمردیم، باید روزهای تعطیل به دلیل آلودگی هوا، گرد و غبار و یا برگزاری برخی کنفرانس ها و همایش های بین المللی (که معمولا سالی یکی دو بار تشکیل می شود) را نیز اضافه کرد. در سال ۹۱ حداقل ۱۰روز تهران به یکی از دلائل فوق تعطیل شد. علاوه بر این موارد، باید بین التعطیلین را هم اضافه کرد. سال آینده، ۳ روز بین تعطیلی داریم. پس احتمالا سال ۹۲ در تهران و برخی کلان شهرها، حداقل ۱۷۰ روز، و در دیگر شهرها حداقل ۷۵ روز تعطیلی خواهیم داشت.

کارمندان چند روز و چند ساعت

طبق قانون کار، هر کارمند یا کارگر قراردادی می تواند در سال یک ماه از مرخصی استحقاقی استفاده کند. به این ترتیب با احتساب ۱۷۰ روز تعطیلی، عملا یک کارمند یا کارگر تهرانی سال ۹۲ می تواند تا ۲۰۰ روز کار نکند. در دیگر مناطق، این میزان ۱۰۵ روز خواهد بود. به عبارت دیگر میزان ایام اشتغال به کار یک کارمند یا کارگر قراردادی طی سال ۹۲، در تهران و برخی دیگر از کلان شهرها، می تواند به ۱۶۵ روز و در دیگر مناطق به ۲۶۰ روز محدود شود.

جوانکده

بدنتان را در اختیار این پسر قرار دهید؟

 

به گزارس دیساپ به نفل از جام نیوز -  این جملات را دختری به نام رشیده، جوانی 26 ساله ساکن واشنگتن دیسی که جزو مبلغان عفاف در آمریکاست در میان نوجوانان یک مدرسه تعریف می کند :
 
یک آدم بسیار خوش تیپ را تصور کنید - همه حاضران با تصور چنین شخصی به هیجان می آیند پسرها معمولا به یاد بازیگر یا خواننده معروف می افتند و دختران به یک پسر با حال و مورد علاقه شان فکر می کنند - نظم جلسه کمی به هم می خورد به گونه ای که آرام کردن دانش آموزان تقریبا غیر ممکن بود .
 
رشیده ادامه می دهد :
 
حالا تصور کنید این شخص به شما نزدیک می شود تا با شما صحبت کند - بچه ها هیجان زده تر می شوند - رشیده ادامه می دهد : حالا تصور کنید به تازگی حقوقتان را دریافت کرده اید و در حسابتان مقداری پول است و حس خوبی نسبت به این مساله دارید .
 
این شخص خوش تیپ به شما می گوید : آیا ممکن است کارت خودپرداز خودت را به همراه رمز عبورش به من بدهی ؟ در این صورت چه می کنید ؟
 
بچه ها فریاد می زنند و می گویند : نه اصلا نمی شود . امکان ندارد ! حتما دیوانه شده ای !
 
هر کدام از آنها می گویند : به هیچ وجه پولم را به او نمی دهم ! به هیچ وجه ! نه ، نه کارتم را در اختیارش نمی ذارم!
 
سر و صدا زیاد شد ...
 
می دونی رشیده چی گفت :
 
خوب اگر حاضر نیستید پولتان را به او بدهید ، چرا حاضرید بدنتان را در اختیار او بذارید. بدن شما بسیار با ارزش تر از تمام پولهای دنیا است . پول ثروتمندترین افراد آمریکا روی هم حتی یک درصد ارزش بدن شما را ندارد . با این مطلب بحث به پایان رسید اما دیگه از سر و صدا خبری نبود همه متعجب بودند و در فکر فرو رفته بودند
 
به نظر تو چی ؟  بدنت بی ارزش تره یا پولهات ؟!

5 حسرت ..

یک پرستار استرالیایی بزرگترین حسرتهای آدمهای در حال مرگ را جمع کرده و 5 حسرت را که بین بیشتر آدمها مشترک بوده منتشر کرده است .
نخستین حسرت = کاش جسارت اش را داشتم اون جوری زندگی می کردم که می خواستم ، نه اونجوری که دیگران ازم توقع داشتند
حسرت دوم = کاش این قدر سخت کار نمی کردم .
... حسرت سوم = کاش شجاعتش را داشتم که احساساتم را با صدای بلند بگم .
حسرت چهارم = کاش رابطه هایم با دوستانم را حفظ می کردم .
حسرت پنجم = کاش شادتر می بودم .

عمر ما کوتاه تر از اونی است که فکرشو می کنیم . زمان مثل برق می گذره کاشکی برای چند لحظه هم که شده رو جمله های بالا مکث کنیم و ببینیم یک وقت شامل حال ما نشود

آرزو ...

اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
 
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دستکم یکی در میانشان
بی‌تردید مورد اعتمادت باشد.

 و چون زندگی بدین گونه است،
 برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دستکم یکی از آن‌ها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگه‌دارد.

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می‌کنند
چون این کارِ ساده‌ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می‌کنند
و با کاربردِ درست صبوری‌ات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوارم اگر جوان هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده‌ای، به جوان‌نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم به پرنده‌ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی

وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می‌ دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانه‌ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من است»
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس‌فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
 اگر همه‌ی این‌ها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم!

ویکتور هوگو...
 

به آرامی..


به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.
به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده‏ عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.
تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی
اگر از شور و حرارت،از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند، دوری کنی.
تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،
اگر ورای رویاها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی،که حداقل یک بار در تمام زندگیت ورای مصلحت‌اندیشی بروی.
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن!
 از : پابلو نرودا
ترجمه از : احمد شاملو

نادر شاه..


نادر شاه افشار پس از بخشیدن دوباره تاج و تخت هند به "محمد شاه گورکانی" پادشاه هندوستان ، خواست یکی از دختران او را به همسری نصراﷲ میرزا دومین پسر خود درآورد . از سویی دیگر دستور تشکیل جلسه با شکوهی از اندیشمندان و خردمندان هند را در کاخ پادشاهی داد . محمد شاه گورکانی پس از دیدن آن همه از دانشمندان کشورش در کاخ اش به پادشاه ایرانزمین گفت تا کنون هیچ گاه این همه اندیشمند و خردمند در کاخ ما دیده نشده بود . نادرشاه خندید و به او گفت اگر گوشت به حرف خردمندانت بود ، من هم اکنون در حال جنگیدن با سپاه یاغی عثمانی بودم و مرا به هند چکار ؟ ...
نصراﷲ میرزا فرزند نادر به پدر گفت چه لزومی بود در روز مراسم ازدواج من این همه عالم اینجا بیاید و پدر دستی بر شانه اش گذاشت و گفت تو باید اینها را ببینی و بشناسی اینها بهترین دوستان تو هستند .
گفته می شود پس از بازگشت سپاه پیروز ایران از هند ، محمدشاه گورکانی دستور داد بخشی از کاخ اش ، محل همیشگی درس و بحث اندیشمندان هندی باشد ...

جملات الهام بخش برای زندگی بهتر

این متن یکی از دوستان برام ایمیل کرده ..دیدم بدک نیست همه بخونن.
خوشم اومد گذاشتم...امیدوارم بدردتون بخوره
-----------------------------------------------------------------------
او بی عیب نیست، شما هم همینطور و هر دوی شما هیچگاه کامل نخواهید بود اما اگر او می تواند حداقل یک بار شما را بخنداند، باعث شود دو بار به او فکر کنید، و اگر پذیرفت که یک انسان است و اشتباه می کند، با او بمانید و از جان برایش مایه بگذارید.
او در وصف شما شعر نخواهد سرود، هر لحظه به شما فکر نخواهد کرد، اما بخشی از وجودش را به شما خواهد داد که می داند می توانید آن را بشکنید. به او آزار نرسانید، تغییرش ندهید و بیش از توانش از وی انتظار نداشته باشید. موشکافی نکنید، وقتی خوشحالتان می کند لبخند بزنید.
وقتی عصبانیتان می کند آرامش خود را حفظ کنید. وقتی نیست دلتنگش شوید. عاشقش باشید. چون آدم کامل وجود ندارد اما همیشه یک نفر هست که با او کامل ترین لحظات را تجربه می کنید.
..
ادامه جملات در ادامه..
ادامه نوشته

اگه پولدار بودي (تنز)

كره ماه رو مي خريدی ...
http://www.worth1000.com/view.asp?entry=213393&display=photoshop

اتاق نشمين خانه ات پنجره اي داشت با نمايي از كره زمين:


M http://www.worth1000.com/view.asp?entry=213203&display=photoshop
خدمتكارت، پاريس! هميشه آماده خدمتگذاري بود:

http://www.worth1000.com/view.asp?entry=213219&display=photoshop
بر روي كشتي اختصاصي خودت ، گلف بازي مي كردی:
http://www.worth1000.com/register.asp
هواپیمای اختصاصی ات 24 ساعته آماده بود:

http://www.worth1000.com/view.asp?entry=130365&display=photoshop

فقط آب معدني چشمه هاي هيماليا را براي مصرف در توالت استفاده مي كردی: http://www.worth1000.com/view.asp?entry=130344&display=photoshop
O
دستمال توالت این جوری استفاده میکردی :


http://www.worth1000.com/view.asp?entry=130532&display=photoshop
استخر شنايت را از گرانترين عطرهاي جهان پر مي كردی:

http://www.worth1000.com/register.asp
فقط يك متخصص طلا، مي توانست ماشينت را كه روكشي از طلا داشت بشويد:

http://www..worth1000.com/view.asp?entry=130236&display=photoshop

لپ تاپت الماس نشان بود ، پنتيوم 11 با Ram 30 Gig

http://www.worth1000.com/view.asp?entry=255526&display=photoshop
ماشين تشريفاتت:


http://www.worth1000.com/view.asp?entry=255494&display=photoshop

استراحتگاهت:


http://www.worth1000.com/register.asp


خوب ديگه!
خيالات بسه!
فعلا که کارمندی !
برگرد سر كارت!
شایدم مثل بنده بیکار

عکس های ترسناک ترین مکان مذهبی در جهان..+18

در شهر سدلیک واقع در جمهوری چک، کلیسایی هست که از چوب ،آجر و فلز درست نشده ، بلکه از استخوان های مسلمانان درست شده است!
 

در سال ۱۲۱۸ پاپ وقت،برای نشان دادن غرورش دستور داد این کلیسا را از استخوان های مسلمانانی که برای ساخت این کلیسا کشته شده بودند،درست کنند.
 

در ساخت این کلیسا استخوان چهل هزار مسلمان به کار رفته است.، و من خندم میگیره وقتی میشنوم به مسیحیان و مردم دیگر جهان  می گویند مسلمان ها تروریست هستند ، لذا باید حمله کنیم عراق و افغانستان و پاکستان و … به آن ها امان ندهیم! الله اعلم..
شاید بهتر باشه اینو توی یه صفحه جداگانه اورد که اگه کسی نخواست نبینه.. اخه عکساش  یه جوریه..
برای دیدن عکسها به ادامه مطلب بروید.
ادامه نوشته

این دیالوگ نادر..

یادش بخیر جوونیام تو دانشگاه یه رفیق داشتم نادر بود اسمش ..شکلی از بهروز داشت..بچه ها بهش میگفتن قیصر ..این دیالوگوو خوب ادا میکرد..:چه زور گذشت ۱۰ سال..
------------------------------------------------------------------------

«من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد، علی فرصت، آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامونم بود. (کریم آب‌منگل. می‌شناسیش که.)
آره،
از ما نه، از اونا آره، که بریم دوا خوری.
تو نمیری، به موت قسم اصلاما تو نخش نبودیم....

آره، نه، گاز، دنده، دم هتل کوهپایۀ دربند اومدیم پایین. یکی چپ، یکی راست، یکی بالا، یکی پایین، عرق و آبجو جور شد؛
رو تخت نشسته بودیم داشتیم می‌خوردیم.
اولی‌ رو رفتیم بالا به سلامتی رفقا، لولِ لول شدیم.
دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع، پاتیل پاتیل شدیم.
سومی رو، اومدیم بریم بالا، آشیخ علی نامرد ساقی شد. گفت: برین بالا؛ مام رفتیم بالا. گفت: به سلامتی میتی [مهدی]، تو نمیری، به موت قسم خیلی تو لب شدم. این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی، ضامن‌دار اومد بیرون. رفتم و اومدم، دیدم کسی رو زمین خوابیده‌اس.
پریدم تو اُتول. اومدم دم کوچه مهران،بغل این نُرقه‌فروشیه. [نقره‌فروشی] اومدم پایین، یه پسره هیکل میزونه ـ اینجوریه ـ زد به‌هم، افتادم تو جوب.
گفتم: هته‌ته گفت: عفت. یکی گذاشت تو گوشم. گفتم نامردا. دومی‌شم زد؛ از اولی‌ش قایم‌تر زد.دست کردم جیبم که برم و بیام؛ چشامو وا کردم دیدم مریض‌خونه روسام.[مریض‌خانۀ روس‌ها = بیمارستان شوروی]حالا ما به همه گفتیم زدیم. شومام بگین زده. آره! خوبیت نداره؛ واردی

معادله ریاضی-طنز!

این مطلب صرفا جهت سرگرم شدن شما عزیزان بوده و اصلا قصد توهینی وجود ندارد.

معادله ۱

انسان = خواب + خوراک + کار+ تفریح

الاغ = خواب + خوراک

پس

انسان = الاغ + کار + تفریح

وبنابرین

تفریح – انسان = الاغ + کار

بعبارت دیگر

انسانی که تفریح ندارد = الاغی که فقط کار می کند

*****

معادله ۲

مرد = خواب + خوراک + درآمد

الاغ = خواب + خوراک

پس

مرد = الاغ + درآمد

و بنابرین

درآمد – مرد = الاغ

بعبارت دیگر

مردی که درآمد ندارد = الاغ

*****

معادله ۳

زن = خواب + خوراک + خرج پول

الاغ = خواب + خوراک

پس

زن = الاغ + خرج پول

وبنابرین

خرج پول – زن= الاغ

بعبارت دیگر

زنی که پول خرج نمی کند = الاغ

*****

نتیجه گیری:

از معادلات ۲و۳ داریم:

مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمیکند

پس:

فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها تبدیل به الاغ شوند..

و

فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند.

بنابرین داریم …

مرد + زن = الاغ + درآمد + الاغ + خرج پول

> و ازفرضهای۱و۲ نتیجه منطقی میگیریم که:

مرد + زن = ۲ الاغی که با هم بخوشی زندگی میکنند.

شما هم angry bird بازی میکنید؟؟؟؟

 

 

آغاز بهره برداری ها

در ایران نیز یكی از محبوب ترین بازی های موجود پرتاب همین پرندگان خشمگین است! و بسیاری از جوانان و نوجوانان ترجیح میدهند كه اوقات خود را با این بازی ساده و در عین حال جذاب سپری كنند.حال كه این بازی توانسته است محبوبیتی جهانی كسب كند، و بسیاری از مردم دنیا به نوعی به این بازی وابسته شده اند، زمان بهره برداری نیز فرارسیده است و سازندگان آن میتوانند از اهداف پنهان خود رونمایی كنند.

در نسخه پیشین این بازی (Angry Birds Space) در یكی از مراحل آن، شما مجبور بودید به موانعی حمله كنید كه شباهت بسیار زیادی به برج میلاد در تهران و همچنین نقشه كشور ایران داشت. و پیروزی شما در گرو حمله به این نماد ها بود.

تخریب مساجد؛ هدف جدید پرندگان خشمگینتخریب مساجد؛ هدف جدید پرندگان خشمگین

اما این پایان خصومت سازندگان این بازی نبود و این بار و در نسخه جدید این بازی (Rovio mobile ltd ver: 2.2.0) شما موظف به تخریب موانعی هستید كه شباهت خاصی به مساجد و اماكن مذهبی مسلمانان دارند. برای رسیدن به اهداف بازی باید بارها و بارها مسجدی را خراب كنید. و همچنین خوك هایی كه داخل مسجد ساكن هستند را باید از بین ببرید!

بهره برداری های سیاسی و نژاد پرستانه از بازی های رایانه ای و محصولات سرگرم كننده حربه جدیدی نیست و همواره این روش در راستای تهاجم فرهنگی به باور های مسلمانان و به ویژه ایرانیان مورد استفاده بوده است.

اما نكته مهم است این است كه آیا جوانان ایرانی و یا مسلمانان دیگر كشور ها كه تا پیش از این، از انجام این بازی لذت می برده اند حاضر هستند كه این بازی را تحریم كنند و یا اینكه به تخریب مساجد ادامه خواهند داد؟!؟

منبع:نیمروز نیوز

» فقط یه ایرانی میتونه !!! (شوخی‌جدی)


فقط یه ایرانی میتونه صبح جمعه ساعت 6 با هزار مشقت و برنامه ریزی قبلی پاشه بره بیرون کله پاچه بخوره , پارک بره، ورزش هم کنه، بعد ساعت 9 برگرده خونه بگیره تا ظهر بخوابه  :))

فقط یه ایرانی میتونه كند بودن رشد موهاشو بندازه گردن دست سنگین آرایشگر ‼

فقط خانومای ایرانی هستن که از یه هفته قبل از عروسی هی میگن
چی بپوشیم ؟!...  چی بپوشیم ؟!...
اونوقت شب عروسی ؛ رسماً هیچی نمی پوشن  :)))

فقط یه ایرانی میتونه اینو باور داشته باشه که اگه جفت راهنمای ماشین و روشن کنه، مجازه تو اتوبان دنده عقب حرکت کنه ‼

فقط تو ایرانه که مدارسو پنجشنبه ها تعطیل میکنن ولی به جاش بقیه هفته رو براش کلاس جبرانی در نظر میگیرن باپولای آنچنانی !!!

تعمیرات مدل ایرانی‌:
۱-درشو باز کردن و فوت کردن .
۲-کامل باز کردن و دوباره بستن .
۳-محکم زدن (مثل به پشت کنترل تلویزیون) .

فقط آسمون ایران میتونه: کمی ! تا قسمتی! ابری! همراه با وزش باد! در برخی نقاط رگبار پراکنده! همراه با گرد و غبار .......... باشه ( آخر ادبیاته این جمله) ‼ 

فقط در تهرانه که مردم شمال شهر در سال 2011 میلادی و مردم جنوب شهر در سال 70 هجری قمری زندگی میکنن ‼

تنها ایرانیان كه وقتی میخوان از خیابون رد شن به جا اینكه به چراغ عابر نگاه كنن به ماشینا نگاه میكنن كه كی خلوت میشه سریع رد شن ‼

اگه ورزشی به نام "سگ دو" وجود داشت ما ایرانیا حتما توش می تونستیم یه خودی نشون بدیم... !!!

فقط یه ایرانی میتونه پیتزا رو با دوغ ,نوشابه رو با آبگوشت, سبزی رو با کوکوسبزی و کالباسو با نون سنگک بخوره ‼


فقط یه ایرانی میتونه جلوی خودپرداز بانک با دیدن جمله لطفا منتظر بمانید استرس رو با بیشترین فشار تحمل کنه و با نگاهی ملتمسانه تو دلش به دستگاه بگه اگه پول نمیدی جون هرکی دوست داری لا اقل کارتمو بده و بعد از دیدن جمله دستگاه در حال شمارش وجه می باشد به ناگاه آرامش تمام وجودش رو فرا بگیره دقیقا مثل فرود موفقیت آمیز هواپیما اونم تو فرودگاه مشهد !!!

فقط یه ایرانی میتونه وقتی میخواد بره عروسی در به در دنبال یکی بگرده که کراواتشو براش گره بزنه :)))

فقط یه ایرانی میتونه اول از دستشویی بیاد بیرون بعد زیپ و کمربندشو ببنده :|

فقط یه ایرانی میتونه مثل سامان گلریز آشپزی کنه :
ماهیتابه چدنی دسینی رو میذارید روی گاز پنج شعله سامسونگ که با ضمانت سام سرویس عرضه میشه,یه کمی روغن لادن دوست تو و من رو بریزید توش و یا از کره اطلس طلایی استفاده کنید, دو تا هم تخم مرغ تلاونگ بندازید داخلش,اگر در حین کار خسته شدید میتونید از ماساژور شاندرمن استفاده کنید، دیدید که چه سریع یه غذای خوب آماده شد ‼
تا برنامه بعد همتون رو میسپارم به بیمه سینا و ایران و دانا و ... !!

فقط یه ایرانی میتونه وقتی مامور آمارگیر میاد در خونه اشون،بگه شرمنده من اینجا مهمونم، صاحبخونه رفته مسافرت ‼

فقط یه ایرانی میتونه 2 سال بره سربازی 30 سال تعریف کنه

فقط یه ایرانی میتونه بـــــه نوشابـــــه "نارنـــجــی" بگــــه "زرد"!

فقط یه ایرانی میتونه بعد از شنیدن صدای پیغامگیرِ تلفن بگه اِاا رفت رو پیغامگیرشون و سریعاً تلفن رو قطع کنه!

فقط یه ایرانی میتونه طوری زل زل نگات کنه تو خیابان که نفهمی خوشگلی یا زیپت بازه !

از هر 2 تا تبلیغ تلویزیون یکی تبلیغ بانکه ، ولی مردم هر روز فقیر تر میشند 
از هر 2 روز هفته یکیش تعطیله اما بازم مردم افسرده تر میشند
از هر 2 نفر توی خیابون یه نفر لیسانس داره اما بازم مردم بیکار تر میشند
از هر 2 تا خونه یکیش نوسازه اما مردم بازم خونه خراب تر میشند (گود برداری های غیر اصولی !!!)
از هر 2 نفر یکی دماغشو عمل کرده اما بازم قیافه ها زیبا نمیشند
از هر 2 نفر یکی حاجی شده اما بازم مردم بی خدا تر میشند ‼

فقط یه ایرانی میتونه از بی قانـــونی مملکت بنـــالـــه ،
اما موقــــع دعـــوا و درگیـــــری بگـــــه مملکت قانــــون داره ‼

فقط یه زن ایرانی میتونه
درباره زندگی دخترش بگه: شوهرش خیلی خوبه همش میبرتش مسافرت و تو خونه هم خیلی کمکش میکنه حتی پوشک بچه را هم خودش عوض میکنه ، دخترم خوشبخت شد واقعا ‼
و درباره زندگی پسرش بگه: بیچاره هر چی پول در میاره باید خرج سفرای خانم کنه ‼ از سر کارم که خسته میاد خونه خانمش کلی ازش کار میکشه حتی زورش میاد پوشک بچشو خودش عوض کنه، پسرم بد بخت شد واقعا ‼

اینجا ایران است :
کارت شارژیو که مغازه دار 4700 میخره و ما 5500 میخریم و 4900 شارژ میکنه بهش میگن 5000 تومنی !!!

فقط یه ایرانی میتونه (البته از نوع معلم اول دبستانش) برا ترسوندن دانش آموزاش و زود خوابیدن اونا بهشون بگه: من رفتارای شما رو تو خونه با دوربین میبینم!  :)))

فقط یه کارخونه ایرانـــی می تونـــــه بهــــت یه بستـــــه هوا بــــده که توش چــند تا دوونـــه چیپس هم اشانتـــــــــیون باشــــــــه ‼

فقط یه كودك ایرانی میتونه چند ساعت بره تو صف نونوایی و هرچی صبر كنه بینه همش آخره صفه !

اینجا ایران است یعنی:

ببخشید اتوبوس 9:30 ساعت چند حرکت میکنه؟

ببخشید کارت شارژ دو تومنی دارین؟ چنده؟

فقط یه ایرانی میتونه وقتی توی مهمونی یا عروسی آب خوردن گیرش نیاد، قرص قندش رو با یک لیوان نوشابه بخوره!

فقط یه ایرانی میتونه وقتی تو ایرانه همش دنبال جانی واکر و شراب فرانسوی و رستورانای مکزیکی و ایتالیایی باشه، بعد وقتی رفت خارج در به در بگرده دنبال دوغ آبعلی و شراب شیراز و شربت سکنجبین و رب یک و یک ‼

فقط یه ایرانی میتونه ماشین خودشو با ریموت قفل كنه, ولی بعدش 4 تا دستگیره رو امتحان كنه که ببیــنـه قفل شده یا نه!

فقط یه ایرانی میتونه این همه رو با این دقت بنویسه و ایرانیایه دیگه بخوننو بفهمن چی نوشته ‼‼‼

» دختر بچه ای که با یک وبلاگ ساده معروف شد !!!

مارتا پین ۹ سال بیشتر ندارد، او دانش‌آموز مدرسه‌ای در غرب اسکاتلند است، اما مدتی است که او مبدل به یک چهره خبری در رسانه‌ها و وب‌سایت‌های معتبر دنیا شده است. علت این است که وقتی مارتا می دید نهاری که در مدرسه به آنها می‌دهند ارزش غذایی ندارد، تصمیم گرفت وبلاگی باز کند و در آن به صورت مستند و با عکس‌ هایی مسئله را توضیح بدهد.

مادر مارتا یک پزشک است و پدرش یک ملک کشاورزی کوچک را اداره می‌کند. او از یک ماه و نیم پیش شروع به نوشتن در وبلاگ Never Seconds کرده است، اما در همین فرصت کوتاه میلیون‌ها بازدیدکننده پیدا کرده است و تایم ، تلگراف و دیلی میل و چند وبلاگ غذایی در موردش نوشته‌اند، او حتی به یک برنامه تلویزونی مشهور هم که دعوت شد، برنامه‌ای که زمانی مجری‌اش با رشته برنامه‌های باعث اصلاح برنامه غذایی مدرسه‌ها در انگلیس شد.

اما همان طور که حدسش را می‌زنید این کار مارتا به مذاق مسئولان مدرسه خوش نیامده است، طوری که به تازگی به او گفته شد که دیگر حق ندارد از سینی‌های غذا عکس بگیرد. مارتا مجبور شد در پستی از خواننده‌هاش خداحافظی کند.

رجزن,نگاهی متفاوت


وبلاگی که مارتا باز کرد باعث اصلاحاتی شده بود، طوری که به کودکان اجازه مصرف مقدار غیرمحدود سالاد و میوه و نان داده شده بود. وبلاگ او مورد توجه بچه‌های کشورهای دیگر هم قرار گرفته بود، طوری که او عکس‌هایی از بچه‌های آلمان، ژاپن، فنلاند، اسپانیا، و ایلینویز و واشنگتن آمریکا دریافت کرده بود.

مارتا با هوشمندی بعد از اینکه متوجه شد وبلاگش بازدیدکننده زیادی پیدا کرده، در نوزدهمین پستش از خواننده‌هایش خواسته بود که به یک بنیاد خیریه که کارش کمک به تأمین غذا برای بچه‌های آفریقایی است، کمک کنند، او خود آغازگر این حرکت شد و پنجاه پوندی که از یک مجله برای اجازه چاپ عکس‌هایش گرفته بود، برای کمک فرستاد. این درخواست او باعث شد که تا امروز دو هزار پوند برای کمک ارسال شود که برای ساخت یک آشپزخانه در یکی از مدرسه‌های کشور «مالاوی» کافی بود.

اما به دنبال محدودیتی که مارتا ایجاد شد، انبوهی از مردم از سراسر دنیا به یاری‌اش شتافتند. ۲۱۴ سایت بزرگ در این مورد نوشتند. نیم میلیون نفر به وبلاگ او آمدند و هزار کامنت برای او گذاشتند. روزنامه گاردین پیشنهاد کرد که مردم عکس‌هایی از نهارشان بگیرند و با هشتگ #MyLunchforMartha توییت کنند.

سرانجام بعد از چند ساعت، مقامات مدرسه تسلیم شدند و در برنامه رادیو ۴ بی‌بی‌سی، که به درخواست وزیر آموزش اسکاتلند و فشار شدید رسانه‌های اجتماعی، به مارتا بار دیگر اجازه داده‌اند که عکسبرداری کند. مارتای ۹ ساله با وبلاگش ثابت کرد که جزو آن دسته آدم‌های «کریزی‌»‌ای است که جسارت تغییر دادن دنیا را دارند.

این هم آدرس وبلاگ این دختر بچه  (که البته طبق معمول در ایران تحت فیلتره)

neverseconds.blogspot.com


» آلبرت اینشتین و بهترین نظام آموزشی !!!

چی بگم که این یه جمله رو حد اقل ما ایرانی ها اصلا نفهمیدیم واگه فهمیده بودیم الان اینجا نبودیم و وضعمون این نبود !!!

« آموزش (واقعی) همون چیزیه که بعد از اینکه یه نفر هر آنچه که تو مدرسه یاد گرفته، فراموش کرد، براش باقی میمونه » (سبک درست فکر کردن، نه حفظیات !!!)
آلبرت اینشتین


"Education is what remains after one has forgotten everything he learned in school"
~Albert Einstein

Albert Einstein


« یاد دادن باید طوری باشه که چیزی که ارائه میشه به عنوان یه هدیه ی ارزشمند باشه و نه به عنوان یه وظیفه ی سخت »
آلبرت اینشتین

انیشتین و نظام آموزشی


» آلبرت اینشتین و نابودی جهان !!!

« جهان به وسیله ی کسانی که شرورانه رفتار میکنند نابود نخواهد شد، بلکه به وسیله ی کسانی که آنها را تماشا کردند بدون اینکه کاری کنند نابود میشود »

آلبرت اینشتین

منطق..تخیل..

« منطق شما رو از A تا Z میبره؛ تصور (تخیل) شما رو تا همه جا میبره »
آلبرت اینشتین


منطق و تخیل

تجربه..

« هرکسی که هرگز هیچ اشتباهی نکرده، هیچ چیز جدیدی را امتحان نکرده !!! »
آلبرت اینشتین

اشتباه انیشتین

بیل گیتس و رد شدن در امتحانات !!!

« من تو بعضی از موضوعات امتحانی رد شدم، اما دوستم همه رو پاس کرد. الان اون یه مهدسه تو ماکروسافت ومن صاحب ماکروسافتم !!! »


بیل گیتس

ثروتمند..


از بیل گیتس پرسیدند: از تو ثروتمند تر هم هست؟

گفت: بله فقط یک نفر.

- چه کسی؟

- سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشه‌های خود و در حقیقت به طراحی مایکروسافت می اندیشیدم، روزی در فرودگاهی در  نیویورک بودم که قبل از پرواز چشمم به نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد، دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد ندارم. خواستم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه مرا دید گفت این روزنامه مال خودت؛ بخشیدمش؛ بردار برای خودت.

گفتم: آخه من پول خرد ندارم!

گفت: برای خودت! بخشیدمش!

سه ماه بعد بر حسب تصادف توی همان فرودگاه و همان سالن پرواز داشتم. دوباره چشمم به یک مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همان بچه بهم گفت این مجله رو بردار برای خودت.

گفتم: پسرجون چند وقت پیش من اومدم یه روزنامه بهم بخشیدی تو هر کسی میاد اینجا دچار این مسئله میشه، بهش می‌بخشی؟!

پسره گفت: آره من دلم میخواد ببخشم؛ از سود خودم می‌بخشم.

به قدری این جمله پسر و این نگاه پسر تو ذهن من موند که با خودم فکر کردم خدایا این بر مبنای چه احساسی این را می‌گوید.

بعد از ۱۹ سال زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد رو پیدا کنم تا جبران گذشته رو بکنم. گروهی را تشکیل دادم و گفتم بروند و ببینند در فلان فرودگاه کی روزنامه میفروخته. یک ماه و نیم تحقیق کردند متوجه شدند یک فرد سیاه پوست مسلمان بوده که الان دربان یک سالن تئاتره. خلاصه دعوتش کردند اداره؛

از او پرسیدم: منو میشناسی؟

گفت: بله! جناب عالی آقای بیل گیتس معروفید که دنیا  میشناسدتون.

گفتم: سال ها قبل زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه می‌فروختی دو بار چون پول خرد نداشتم به من روزنامه مجانی دادی، چرا این کار را کردی؟

گفت: طبیعی است، چون این حس و حال خودم بود.

گفتم: حالا می‌دونی چه کارت دارم؟ می‌خواهم اون محبتی که به من کردی را جبران کنم.

جوان پرسید: چطوری؟

- هر چیزی که بخواهی بهت می‌دهم.

(خود بیل‌گیتس می‌گوید این جوان وقتی صحبت می‌کرد مرتب می‌خندید)

جوان سیاه پوست گفت: هر چی بخوام بهم میدی؟

- هرچی که بخواهی!

- واقعاً هر چی بخوام؟

بیل گیتس گفت: آره هر چی بخواهی بهت میدم، من به ۵۰ کشور آفریقایی وام داده‌ام، به اندازه تمام آن‌ها به تو می‌بخشم.

جوان گفت: آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی!

گفتم: یعنی چی؟ نمی‌توانم یا نمی‌خواهم؟

گفت: می‌خواهی اما نمی‌تونی جبران کنی.

پرسیدم: چرا نمی‌توانم جبران کنم؟

جوان سیاه پوست گفت: فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو  بخشیدم ولی تو در اوج داشتنت می‌خواهی به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمی‌کنه. اصلا جبران نمی‌کنه. با این کار نمی‌تونی آروم بشی. تازه لطف شما از سر ما زیاد هم هست!

بیل گیتس می‌گوید: همواره احساس می‌کنم ثروتمندتر از من کسی نیست جز این جوان ۳۲ ساله مسلمان سیاه پوست.

کلامی از شیخ بهایی:



آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا:
اگر بسیار کار کند، میگویند احمق است !
اگر کم کار کند، میگویند تنبل است !
اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند !
اگر جمع گرا باشد، میگویند بخیل است !
اگر ساکت و خاموش باشد، میگویند لال است !
اگر زبان آوری کند، میگویند وراج و پر گوست !
اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند، میگویند ریا کار است !
و اگر نکند، میگویند کافر است و بی دین !
لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد
و جز از خداوند نباید از کسی ترسید.
پس آنچه باشید که دوست دارید.
شاد باشید، مهم نیست این شادی چگونه قضاوت شود.

عکس های دیدنی : نقاشی حیوانات روی دست

خدایی حیفم اومد نبینین..

نقاشی هایی که بروی دست طراحی و نقاشی شده اند از حیوانات می باشد

عشق نامه

کسی را پرسیدم عشق چيست.گفت :توهمي در فكر.
از كسي دگر پرسيدم.گفت:توحشي در دل
از پارسايي پرسيدم .فرمود :تبهري در مهر.
از اهل دلي پرسيدم:گفت تبحري در شعر.
ديگري را گفتم.گفت: تحولي در ذكر.
و ان دگر به اشارت فرمود.تجمعي در قلب.
پروانه را خواستمش.گفت:سوختن در شعله شمع.
شمع را گفتم.گفت :قطره قطره ذوب شدن بر پاي باد.
باد را ديدم.گفت :گفت ناله كنان ..زوزه كشان..سرگردان
از بلبل پرسيدم.گفت:وصل گل. گل گفت:پ‍مردن و پرپرشدن در سايه درخت.
درخت را پرسيدم.به برگهاي خزانش اشاره كرد و پيچكي را كه تنه اش را تسخير كرده بود و بالا ميرفت.
پس پيچك را ندا دادم .تن نحيفش را ديدم و تمناي وصل آسمان.
آسمان را گفتم.گفت رسيدن به خورشيد.
و خورشيد همان عشق بود  كه مي سوخت و مي افروخت و كسان و گلان و بلبلان و درختان و پيچكان و همه را زندگي ميبخشيد و خوذد به مرگ نزديكتر.

عکس هایی از خطاهای دید چشم+توضیحات

خطای دید (خطای باصره، خطای بصری، خطای چشم) به احساس دیدن تصاویری گفته می‌شود که فریبنده یا گمراه کننده هستند. در این حالت اطلاعاتی که بوسیله چشم جمع آوری شده و توسط مغز پردازش می‌گردد منجر به درک تصویری می‌شود که با واقعیت آن تصویر تطابق ندارد … در هر صورت امید است از این سوژه های جالب لذت کافی ببرید.

این عکس چه احساسی را به شما منتقل می کند؟

KhatayeDid Persian Star.org 0011 عکس هایی از خطاهای دید چشم+توضیحات

 

به مرکز گل نگاه کنید و سرتونو عقب وجلو ببرید آیا احساس نمی کنید گل بزرگتر می شود؟

KhatayeDid Persian Star.org 0021 عکس هایی از خطاهای دید چشم+توضیحات

ادامه  عکس ها را در ادامه مطلب ببینید

ادامه نوشته

پنج خط براي زندگي

  1:دوست دارم نه به خاطرشخصيت توبلكه به خاطرشخصيتي كه من هنگام با توبودن پيداميكنم
2:هيچكس لياقت اشكهاي تورانداردوكسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تونميشود
3:اگركسي تورا انطوركه ميخواهي دوست ندارد به اين معني نيست كه تورا با تمام وجودش دوست ندارد
4:دوست واقعي كسي است كه دستهاي تورا بگيردولي قلب تورا لمس كند
5:هرگزوقتت را باكسي كه حاضرنيست وقتش را باتوبگذراند نگذران

ازگابريل گارسياماركز

ماسه ها ..

ماسه ها فراموشکارترین رفیقان راهند...
پابه پایت می آیند، آنقدرکه گاهی سماجتشان درهمراهی حوصله ات را سر می برد، اما کافی است تا اندک بادی بوزد یا خرده موجی برخیزد تا برای همیشه ازحافظه ی ضعیفشان ردپایت پاک شود!... ماازنسل ماسه نیستیم...ازنسل صدفهاییم...
صدفهایی که به پاس اقامتی یک روزه تا دنیا دنیاست صدای دریا را برای هرگوش شنوایی زمزمه می کنند..‎

خاموش همچون سوسنان..

زبان آدمی از شگرفترین آفرینشهای خداوند است. گاهی سرخ است و سر سبز بر باد می دهد. گاهی شیرین است و مرهم بر دل زخم دیده می نهد. گاهی تند می شود و پرخاش می گوید و گاهی هم به قول مولوی همچون سوسنان خاموش می شود.

 

گاهي زبان چنان برنده مي شود که به قول دهلوی تیغ در برابر آتشش چو آب می شود:

تیغ خوش و تیغ زبان ناخوش است       تیغ چو آبست و زبان آتش است

گاهی هم آتش زبان چنان تند است که تلاش می کند حتی نور خدا را کم سو کند

 --(يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ﴿۸﴾

مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا گر چه كافران

 را ناخوش افتد نور خود را كامل خواهد گردانيد (۸) ((سوره الصف))---

بارها شده که در مواجه با تیغ زبان در دو راهی انتخاب ایستاده ایم. آیا باید جواب تیغ را با تیغ داد

و یا آرام بگذشت و تیغ زبان را با لطافت سکوت مدارا کرد.

 اینجاست که باید از قرآن شنید و از روان انبیا راه و روش آموخت. باید که هر تندی را با سخنی نغز لطیف

 کرد. باید که هر درشتی را با نرمی مدارا کرد

و تیغ زبان نا اهلان را در نیام فرو برد.

 اگر مدارا کارگر نبود باید صبر کرد و شکیبایی پیشه کرد. باید گذشت و به خدا توکل کرد.

چرا که یاری خدا می آید و نور خدا را نتوان خاموش کرد --

وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا كُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا

 وَلاَ مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللّهِ وَلَقدْ جَاءكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَ ﴿۳۴﴾

و پيش از تو نيز پيامبرانى تكذيب شدند ولى بر آنچه تكذيب شدند و آزار ديدند

شكيبايى كردند تا يارى ما به آنان رسيد و براى كلمات خدا هيچ تغييردهنده‏اى نيست

 و مسلما اخبار پيامبران به تو رسيده است (۳۴) -------

 

تفاوت عشق است با ازدواج..

یک روز پدر بزرگم برام یه کتاب دست نویس آورد، کتابی کهبسیار گرون قیمت بود،  و با ارزش، وقتی به من داد، تاکید کرد که این کتاب مال توئه مال خود خودته،ومن از تعجب شاخ در آورده بودم که چرا باید چنین هدیه با ارزشی رو بی هیچ  مناسبتی به من بده، من اون کتاب رو گرفتم و یه جایی پنهونش کردم،  چند روز بعدش به من گفت کتابت رو خوندی ؟ گفتم نه، وقتی ازم پرسید چرا گفتم  گذاشتم سر فرصت بخونمش، لبخندی زد و رفت، همون روز عصر با یک کپی از روزنامه همون زمان که تنها نشریه بودبرگشت اومد ونه ما و روزنامه رو گذاشت روی میز، من داشتم نگاهی بهش مینداختم که گفتاین  مال من نیست مانته باید ببرمش،
 به محض گفتن این حرف شروع کردم با اشتیاق تمام صفحه هاش رو ورق زدن وسعی  میکردم از هر صفحه ای حداقل یک مطلب رو بخونم. در آخرین لحظه که پدر بزرگ میخواست از خونه بره بیرون تقریبا به زور اون  روزنامه رو کشید از دستم بیرون و رفت. فقط چند روز طول کشید که اومد پیشم و گفت ازدواج و عشق مثل اون کتاب وروزنامه  می مونه ازدواج اطمینان برات درست می کنه که این زن یا مرد مال تو هستش مال خود خودت،  اون موقع هست که فکر می کنی همیشه وقت دارم بهش محبت کنم، همیشه وقت هست که  دلش رو به دست بیارم، همیشه می تونم شام دعوتش کنم اگر الان یادم رفت یکشاخه  گل به عنوان هدیه بهش بدم، حتما در فرصت بعدی این کارو می کنم حتی اگر  هرچقدراون آدم با ارزش باشه مثل اون کتاب نفیس و قیمتی، اما وقتی که اینباور  در تونیست که این آدم مال منه، و هر لحظه فکرمی کنی که خوب این که تعهدی  نداره، می تونه به راحتی دل بکنه و بره، مثل یه شیء با ارزش ازش نگهداری می  کنی و همیشه ولع داری که تا جایی که>  ممکنه ازش لذت ببری، شاید فردا دیگه مال من نباشه، درست مثل اون روزنامه حتی> اگر هم هیچ ارزش قیمتی نداشته باشه...
 و این تفاوت عشق است با ازدواج

فقط در ایران :

تو دستشویی فکر میکنند،
تو حمام اواز میخوانند،
سر کلاس میخوابند،
تو رختخواب تلفن حرف میزنند،
موقع درس خوندن بازی میکنند،
موقع تی وی دیدن فیسبوک چک میکنند،
موقع فیسبوک چک کردن غذا میخورند،
موقع خواب بیدارند،
موقع بیداری خوابند،
سر کار روزنامه میخوانند،
و اوقات فراغت کار میکنند...
 

چه كشكي، چه پشمي

شاید تا حالا هزاران بار این جمله رو بکار بردید ولی نمی دونید ریشه این مثلا ضرب المثلک چیه....

پس بخونید کمی سوادتون بره بالا...

آریو.....خوند و  درس گرفت............

 

چوپاني گله را به صحرا برد به درخت گردوي تنومندي رسيد.
از آن بالا رفت و به چيدن گردو مشغول شد كه ناگهان گردباد سختي در گرفت،
خواست فرود آيد، ترسيد. باد شاخه اي را كه چوپان روي آن بود به اين طرف و آن طرف مي برد.
ديد نزديك است كه بيفتد و دست و پايش بشكند.
در حال مستاصل شد...
از دور بقعه امامزاده اي را ديد و گفت:
اي امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پايين بيايم.
قدري باد ساكت شد و چوپان به شاخه قوي تري دست زد و جاي پايي پيدا كرده و خود را محكم گرفت.
گفت:
اي امام زاده خدا راضي نمي شود كه زن و بچه من بيچاره از تنگي و خواري بميرند و تو همه گله را صاحب شوي.
نصف گله را به تو مي دهم و نصفي هم براي خودم....
قدري پايين تر آمد.
وقتي كه نزديك تنه درخت رسيد گفت:
اي امام زاده نصف گله را چطور نگهداري مي كني؟
آنهار ا خودم نگهداري مي كنم در عوض كشك و پشم نصف گله را به تو مي دهم.
وقتي كمي پايين تر آمد گفت:
بالاخره چوپان هم كه بي مزد نمي شود كشكش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.
وقتي باقي تنه را سُرخورد و پايش به زمين رسيد نگاهي به گنبد امامزاده انداخت و گفت:
مرد حسابي چه كشكي چه پشمي؟
ما از هول خودمان يك غلطي كرديم
غلط زيادي كه جريمه ندارد. 
 

كتاب كوچه
احمد شاملو  

یعنی به این میگن ساعت...... هااااا

تن آدمی شریف است به جان ادمیت...

کاریکلماتور

 

- اگر حرف مُفت را مي خريدند ، خيلي ها ميلياردر بودند.
2- آدم « بی باک » از سوخت هسته ای استفاده می کند.
3- امروز همان راه حل های دیروز است.
4- سکوت به جرم پوزخند به عدالت محاکمه شد.
5- فقط آدم های پُر حرف , سکوت ذخیره می کنند.
6- آنقدر در خودم فرو رفتم که سر از قوزک پایم در آوردم.
7- کبوتر آزادی از آسمان هفتم تقاضای پناهندگی کرد.
8- بعضي ها روي شاخه نشسته و بعضي ها مشغول خوشه بندي.
9- رشته سخن را بدست گرفت و کلاهی نو برای مردم بافت.
10- اگر ساقی چشمان تو باشد , یک استکان چای هم مستم می کند.
11- بیشتر اوقات افکارم را با سکوت , سانسور می کنم.
12- آجر فشاري هيچ نسبتي با گروه فشار ندارد.

- اوج پرواز روزنامه نگارها خطوط قرمز است.
14- براي روشن كردن منظورش ، همه چيز را به آتش كشيد.
15- وضعش «توپ» بود ولی با یک «شوت» از میدان خارج شد.
16- دست هایم تصمیم گرفتند که مرا نه دست به سینه کنند و نه دست به کمر.
17- نقاش فقیر «درد» می کشید.
18- خر نادان ، دوست خوب خر سوار است.
19- در نبودنت ، خاطراتت خود نمایی می کند.
20- مخالفان آزادی افق را با لکه های سیاه کدر کردند.
21- عشق زنی بود که سیگار نمی کشید و من ترکش کردم.
22- عاشق با تلسکوپ و حسود با ميکروسکوپ به دنيا نگاه مي کند.
23- بي توجهي شهرداري به دست اندازها يعني دست انداختن مردم.
24- در روزهاي باراني اعداد در زير راديکال پنهان مي شوند.
25- قشنگ ترين و زيباترين ساعت دنيا، ساعتي بود که ديدمت.
26- وقتي گفتم حرف دلت را بزن، گفت گرسنه ام.
27- با هجوم کلمات نفس قلم به شماره افتاد.
28- خيلي ها تنها پشت گرمي‌شان آفتاب داغ است.
29- بازداشتگاه عکس ها آلبوم است.
30- بي دست و پاترين موجود مار است ولي همه از آن مي ترسند.
31- شیرین ترین ماه , ماه عسل است.
32- خیلی از موش ها حتی به گربه ها هم محل سگ نمی گذارند.
33- خُر و پُف , همان پُر حرفی کردن در خواب است.
34- برای گوش های سنگینش , نیاز به یک باربر داشت.
35- کرم شب تاب , چراغ قوه حیوانات است..

شاهکار...

به AngryBirds ؛ پرندگان خشمگین معتاد شده اید ؟

راستش خودم ۲-۳ بار بازي تحت فلشش رو بازي كردم..بامزس.وقت آزاد باشه براي تسكسن فكر و فراموشي فشاراي روزانه عاليه ايجور بازي هاي آرام و سرگرم كننده...من خودم اينجور بازياي ساده رو ترجيح ميدم....بد نيست بازي كنيد ولي اعتيادش رو بپايدا....
 
---------------
فقط شما نیستید که وقتی نمی توانید یک مرحله از پرندگان خشمگین یا همان AngryBirds را با موفقیت پشت سر بگذارید ، چندین و چند بار دیگر با تحمل گشنگی و داشتن عجله و… همان مرحله را بازی می کنید . بازی که کل دنیا را تحت تاثیر قرار داد تا جایی که یک شهر بازی با موضوعیت انسانهای خشمگین احداث شد که خب مسلما ابعاد پرتابگر آن واقعی است و افراد می توانند با هدف گیری ، پرنده خود را به صورت واقعی پرتاب کنند . در کل بازی اعتیاد آوری است.

 

در کل ۳ مدل مختلف بازی AngryBirds داریم angrybirds : ،angrybirds seasons  و  . angrybirds Rioحال وب سایت AYTM.com  از ۵۰۰ فرد بالغ بالای ۱۸ سال در آمریکا که حداقل یکی از این ۳  بازی پرندگان خشمگین را دانلود کرده اند تحقیقی به عمل آورده که بررسی می کنیم.

 

۷۶ درصد از آنها بازی angrybirds را به صورت رایگان دانلود و ۴۶ درصد آن را خریده اند . ۲۹ درصد بازی angrybirds seasons را رایگان دانلود و ۱۴ درصد آن را خریده اند . ۲۸ درصد بازی angrybirds Rio  را رایگان دانلود و ۱۶ درصد آن را خریده اند.

 

1 download angrybirds به AngryBirds ؛ پرندگان خشمگین معتاد شده اید ؟

 

مردها ۳۵ درصد بیشتر از زنان علاقه داشتند تا بازی پرندگان خشمگین را بخرند . افرادی که بین ۱۸ تا ۲۴ سال بودند ۳۳ درصد بیشتر از افراد بالای ۲۵ سال تمایل به خرید این بازی داشتند . مردان بین ۱۸ تا ۲۴ سال ۷۶ درصد بیشتر از زنان ۲۵ سال به بالا قصد خرید این بازی را کرده اند.

 

2 buy angry bird به AngryBirds ؛ پرندگان خشمگین معتاد شده اید ؟

 

در سرتاسر دنیا این بازی روزانه ۲۰۰ میلیون !! دقیقه بازی می شود که چیزی حدود ۳۸۰ سال می شود.

 

3 200 milion minutes gameplay به AngryBirds ؛ پرندگان خشمگین معتاد شده اید ؟

 

بازی خورها حدود ۱۰۰ میلیارد پرنده را در بازیهایشان پرتاب کرده اند این در حالیه که تقریبا ۱۰۰ میلیارد پرنده زنده در کره زمین وجود دارد.

 

4 go bird به AngryBirds ؛ پرندگان خشمگین معتاد شده اید ؟

 

شرکت راویو موبایل شرکت تولید کننده این بازی در حال حاضر یک میلیارد دلار ارزش دارد.

 

5 rovio company به AngryBirds ؛ پرندگان خشمگین معتاد شده اید ؟

 

دانلود این بازی برای دستگاه های مختلف تا به حال به شکل زیر بوده.

 

۳۳ درصد برای آیپاد ، ۳۲ درصد آیفون ، ۱۵ درصد آی پد ، ۶ درصد Mac ، ۴۱ درصد دستگاه های اندرویدی ، ۲۵ درصد برای کامپیوتر و ۶ درصد هم دستگاه های دیگر می باشد . در کل ۷۶ درصد سهم محصولات شرکت اپل بوده است.

 

6 angrybirds in devices به AngryBirds ؛ پرندگان خشمگین معتاد شده اید ؟

 

تحقیقات صورت گرفته بین ۱۰۰۰ نفر ا ز بازی خورها که تا به حال بیشتر از ۲۵ بار این بازی را انجام داده اند نشان می دهد که انجام این بازی شما را این شکلی می کند.

 

7 angrybirds make u feel به AngryBirds ؛ پرندگان خشمگین معتاد شده اید ؟ 

افرادی که مجرد هستند به اندازه افراد متاهل با انجام این بازی خوشحال می شوند و لذت می برند اما مجردها ۷ برابر بیشتر احساس نگرانی می کنند و ۲٫۵ برابر هم بیشتر عصبانی می شوند . افرادی که بین ۱۸ تا ۲۴ سال هستند ۵ برابر بیشتر از ۲۵ سال به بالاها مود روانی نامناسبی پیدا می کنند . افراد مجرد ۹ برابر بیشتر از متاهل ها پریشان احوال می شوند ( البته در انجام این بازی )

تا به امروز ۳۰۰ میلیون بار این بازی دانلود شده که پیش بینی می شود به ۱ میلیارد دانلود برسد.

 

منبع : علم فردا

تست هوش فوق العاده تشخیص میزان IQ !

تست iq

شاید این تست برای شما تکراری باشد , اما ارزش دوباره امتحان کردنش را دارد ..

تست هوش باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط ۵ ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در ۱۰ میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد (آسانی سوالات شما را گول نزند !!!)

۱- بعضی از ماهها ۳۰ روز دارند بعضی ۳۱ روز چند ماه ۲۹ روز دارد؟

۲- اگر دکتر به شما ۳ قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت ۱ قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟

۳- من ساعت ۸ شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که ۹ صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟

۴- عدد ۳۰ را به نیم تقسیم کنید وعدد ۱۰ را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می آید؟

۵- مزرعه داری ۱۷ گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز ۹ تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

۶- اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟

۷- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟

۸- اگر ۲ سیب از ۳ سیب بردارین چند سیب دارید؟

۹- حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟

۱۰- اگر اتوبوسی را با ۴۳ مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور ۵ مسافر را پیاده کنید و ۷ مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان ۸ مسافر پیاده و ۴ نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از ۱۴ ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

ارزیابی تست براساس تعداد جوابهای نادرست سطح هوش

۷تا و بیشتر دانش اموز دبستان

۶ تا دانش اموز دبیرستان

۵ تا دانشجو

۲-۳ استاد دانشگاه

۱ مدیران ارشد . . . . .

پاسخ تست ها
۱- تمام ماهها حداقل ۲۹ روز را دارند

۲- یک ساعت (شما یک قرص را در ساعت ۱ و دیگری را درساعت ۱/۵ و بعدی را در ساعت ۲ می خورید)

۳- ساعت کوکی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت ۹ که برسد زنگ میزند که
ساعت ۹ شب است

۴- حاصل ۷۰ است ( تقسیم بر نیم معادل ضرب در ۲ است)

۵- او ۹ گوسفند خواهد داشت

۶- کبریت

۷- سفید چون خانه ای که هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوک قطب جنوب باشد

۸- همان۲ سیب

۹- هیچ( حضرت نوح بود نه حضرت موسی)

۱۰- خوب خودتونید دیگه( نام خودتان)

یک معمای جالب رياضي همراه با جواب

در یک جنگ ۱۰۰ سرباز شرکت کردند و جراحاتی برداشتند. آمار جراحات به شرح زیراست:
۷۰ نفر دست راستشان را از دست دادند
۷۵ نفر دست چپشان را از دست دادند
۸۰ نفر پای راست
۸۵ نفر پای چپ از دست دادند.
حد اقل تعداد افرادی که هر ۴ عضوشان را از دست دادن چندتاست؟

جواب در ادامه مطلب

ادامه نوشته

معما بسیار سخت همراه با جواب

سه نفر برای خرید ساعتی به یک ساعت فروشی مراجعه میکنند.

قیمت ساعت ۳۰ هزار تومان بوده و هر کدام نفری ۱۰ هزار تومن پرداخت میکنند

تا آن ساعت را خریداری کنند…

بعد از رفتن آنها ، صاحب مغازه به شاگردش میگوید قیمت ساعت ۲۵ هزار تومان بوده.

این ۵ هزار تومان را بگیر و به آنها برگردان

شاگرد ۲ هزار تومان را برای خود بر میدارد

و ۳ هزار تومان باقیمانده را به آنها برمیگرداند. (نفری هزار تومان)

حال هر کدام از آنها نفری ۹ هزار تومان پرداخت کرده اند . که ۳*۹ برابر ۲۷ میشود

این مبلغ به علاوه آن ۲ هزار تومان که پیش شاگرد است میشود ۲۹ تومان

هزار تومان باقیمانده کجاست ؟

طراح سوال : دکتر حسابی

براي بدست آرودن جواب به ادامه مطلب برويد

ادامه نوشته

شوخی بشه...کمی جدی باشم

راستش فکر کنم مطالب طنز داره کمی زیاد میشه...بذارید یه آگهی بازرگانی مفید بریم

این روزها مساله امنیت و پخش عکس و فیلم های خصوصی داغ است و جدای اینکه با پیشرفت های خوبی
که در زمینه ساخت دوربین های مخفی که تشخیص آنها هم چندان آسان نیست میسر شده،
زمان خوبی هست که این مطلب را نیز بخوانید:
بحث آینه های دو طرفه، بله افرادی به این روش از شما در حالیکه در هتل یا اتاق پرو یا در حمام
یا دستشویی هستید فیلم یا عکس تهیه کرده و به معرض دید عموم می گذارند.
پس حتما قبل از اینکه از محل های دارای آینه استفاده کنید از یکطرفه بودن آن مطمئن شوید!

اما چطور؟

قبل از هرکاری از تست انگشت استفاده کنید :
انگشت خود را روی آینه قرار داده.
اگر بین انگشت شما و تصویر آن یک فاصله ای باشد، این آینه واقعی است.
اگر انگشت شما به تصویرش چسبیده باشد، این آینه دو طرفه است و فرد یا دوربینی دارد شما را مشاهده می کند.
دلیل : چون در آینه واقعی لایه جیوه در پشت شیشه است
ولی در آینه های دو طرفه لایه جیوه در روی سطح شیشه است.
از همه شما دوستان خوبم انتظار دارم این موضوع را برای آشنایان خود مطرح کنید
و نگذارید عده ای سودجو و فرصت طلب، آبروی فرد یا خانواده ای را مورد سوء استفاده قرار دهند.