دیکتاتور ...
نمی دانم چرا دیکتاتور شده ام
حس بودنت را در نطفه خفه میکنم
یادت را در قفس سینه ام زندانی کرده ام
به ریه هایم اجازه نفس کشیدنت را نمی دهم
می ترسم از بویت تنت
چشمانم را کور کرده ام تا چشم براهت نباشد
و مشغول قتل عام ایامی هستم که نیستی
تا دیگر طغیانی نباشد در رگهایم و فریاد خواستنت در گلویم..
دیکتاتوری شده ام برای خودم..
اریو بهنام
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم تیر ۱۳۹۲ ساعت 6:41 توسط آریو بهنام
|
آريو بهنام:خدایا من توام و تو منی...مرا زمن گیرو به من باز رسان...