حس میکنم داخلم دشتی شده بعد یه زمستون سرد

سرمای زمستون گلهای وجودمو خوشرنگتر کرده و پرورده

حس میکنم کرمهای چندش اوری که در وجودم ووول میخوردن ...

ومایه عذابم بودن ومنو میخوردن

همه از پیله در اومدن و
پروانه شدن
شاخه های خشک و بیریخت نگاهم جونه زده و
چشمه خشک شده چشمام به جوشش
حرف حرف بهاره
و باور دارم بهار بدون رعد و برق و بارون و سرما زدگی غنچه ها بی معنیه
پس فراموش نمیکنم که
صدای پای آب اگر به سنگها و صخره ها برخورد نکنه زیبا نمیشه
بهارم مبارک
ولی هنوز سرمای زمستون تو تنمه تا مدتها

و یاد سرمای رفتنت تا همیشه شاخه ای از نگاهمو خشک کرد و بی بارش گذاشت
بیادتم روزاهای سرد زمستان
تا بهار را با تمام وجود لمس کنم

اریو بهنام