درد دل با باران..
کسی خونه نیست و تنهام عین بیشتر شبهام..
الان داره بارون میاد و من کنار پنجره اهنیه قدیمی
که یه نسیم خنک از درز شکاف شیشه هاش به صورت بر افروختم میخوره و ارامش عجیبی دارم
زیر لب زمزمه میکنم :
باران کمی اهسته تر
اینجا کسی در خانه نیست
من هستمو..
تنهاییو..
دردی که اسمش زندگیس
اریو بهنام
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 19:47 توسط آریو بهنام
|
آريو بهنام:خدایا من توام و تو منی...مرا زمن گیرو به من باز رسان...