دار....................... دارم.
شبيه کسي شده ام

که پشت دود سيگارش

با خود مي گويد :    
بايد ترک کنم ! سيگار را ، خانه را ، زندگي را ،
 و باز پُــکــي ديگر... ...

 همه چیز خوب بود تا اینکه بزرگ شدیم

 میپرسی: بیداری؟
 آری بی "دار"م
 چرا که اگر "دار" داشتم یا قالی زندگیم را خودم میبافتم

یا زندگیم را به "دار" می آویختم و خلاص...!
پس!؟
بی"دار"بی"دار"م!!