مست
آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت.. در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد ..تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت!
هوشنگ ابتهاج
------------------------------
مست امدم و دست به دامان آمده ام و تو نگذاشتی
در این خانه به سودای ابروی کمان امده ام و تو نگذاشتی.
آمدم رخ زه تنهایی تو بر شویم وغمها ببرم..
به تمنای نگاهی به گدایی لبان آمده ام و تو نگذاشتی
Ario
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 18:20 توسط آریو بهنام
|
آريو بهنام:خدایا من توام و تو منی...مرا زمن گیرو به من باز رسان...