دفتر خاطرات
نمیدانم چرا وقت و بی وقتقطره ای اشک از چشمانم می چکدمن نه دفتر خاطراتمان را ورق زدمنه عکسها را زیر و رو کردم
فقط دستی در موهایم برده ام همین
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 10:33 توسط آریو بهنام
|
آريو بهنام:خدایا من توام و تو منی...مرا زمن گیرو به من باز رسان...