وچه  آسان تو شدی دغدغه ی دل بی دغدغه ام..
و چه لرزشها 
که ز چشمان تو در سازه ی مستحکم دل افتادست..
و تو از هر طوفان 
شدت پریشانی بیشتر به مویم دادی 
و چه نوری ز تو ساطع شده است که 
خورشید ها کورند ز تابیدن من 

دو سه بیت است تو را میچینم
در میان غزلستان وجود 
دو سه بارست تورا می خوانم 
در میان هق هقه های عمق سجود

دو سه بارست تورا میشنوم 
در میان چه چه های ناب قناری 
(و هر بار تورا میشنوم 
در میان چهچه های بلبل در هجر گل)
چند وقتیست که تو جلوه گری صبحدم
در شبنم خوش کرده به روی گلبرگ
چند روزیست تورا بیدارم
ای تمام رویا 
 و چه آرام شدی حضرت آرامم 
و ارمیدی در کنج دنج و خلوت دل
 
چه تپش ها دارد دل
از آرامش داشتنت در کنجش

و چه بیقرارم کردی 
 منی را که
 تک رهگذر کوچه ی تنگِ خیال بیخیالیم 

وه چه زیبا گفتی 
وصف شیدایی من را به خروش رودها 

یادم آمد که ز ازل  با تو قرار ها دارم 

دو قدم مانده به نور
سر پیچ احساس 
من به امید نگاهی کوتاه 
منتظرت هستم 
تا عشق..
بیا
اریو