غمت
غمت هم درد و هم درمون مو بی
دل زار مرا بی خانمو بی
ز چشم مست تو هی داد و فریاد
که هرچی بر دلوم رفت آخ ازو بی
ا. ر. ی. و
...
گلی داروم میون تیغ و خاشاک
که چشمونوم ز اشکان کِی کنه پاک
به حال زار مو رحمی کو اخر
که از خون از چشم مو میجوشه در خاک
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۴ ساعت 1:43 توسط آریو بهنام
|
آريو بهنام:خدایا من توام و تو منی...مرا زمن گیرو به من باز رسان...