غمت هم درد و هم درمون مو بی

دل زار مرا بی خانمو بی

ز چشم مست تو هی داد و فریاد

که هرچی بر دلوم رفت آخ ازو بی

ا. ر. ی. و

...

گلی داروم میون تیغ و خاشاک

که چشمونوم ز اشکان کِی کنه پاک

به حال زار مو رحمی کو اخر

که از خون از چشم مو میجوشه در خاک