همه ما غمی داریم بنام هجر از اصلمون

و تا این هجر به وصل وجودمون نرسه پایانی براین غم متصور نیستیم

اصل ما هم چیزی نیست جز آن بخشی از روح خداوند که در ما دمیده شد و هر لحظه که در این دنیا غرقتر بشیم

ازون اصل دور تر میشیم و هجر ما سنگین تر و غممون سختر و جانکاه تر

و از رنجش به هیچ خوشی مصنوعی توان فرار کردن نداریم

بقول جناب باباطاهر همدانی

غمم غم بی و همراز دلم غم

غمم همصحبت و همراز و همدم

غمت مهله که مو تنها نشینم

مریزا بارک الله مرحبا غم