درد من ..
دلم میخواست یکباره شده نسلی از بشر
در دنیا زندگی کند که همه
زندگی کنند
حافظ را زندگی کنند
مولانا را زندگی کنند
بایزید باشند
حلاج گردند
سعدی وار سیر و سلوک کنند
با ناصرخسرو جهانگردی کنند
چون بهزاد نقش زندگی بنگارند
و چون کمال الملک نقش تالار آئینه زندگی را بنقش مبدل کنند
میرعماد وار رمز و راز عشق را خوش بنویسند
و چون سهراب آب زندگی را گل نکنن
و گل سرخ را با شبدر یکی ببیند
دلم میخواهد طعم خدا را بچشند چون ملاصدرا
و نوای خدا را بنوازند چون نکیسا
و برقص آورند چون باربد به خنیاگری عشق را
دلم میخواهد
یکبارهم شده مردم کتابها را زندگی کنند
به زیبایی نقاشی ها نقش کنند
تار و پودشان چون قالی محکم اما در عین حال ظریف و زیبا رو باشد
دردست دیگر
هرکسی دردی دارد
درد منم هم اینست که دلم میخواست یکبار آدمها آدم زندگی می کردند
Ario
+ نوشته شده در جمعه یکم اسفند ۱۴۰۴ ساعت 0:27 توسط آریو بهنام
|
آريو بهنام:خدایا من توام و تو منی...مرا زمن گیرو به من باز رسان...