اسمم باران

حسم باران

چشمم باران

و من هميشه باران و تو لطافت من..

و من همیشه ویران و تو سلامت من

و بند بندم باران

حرف حرفم باران

و تو حکایت من

و من چو عطر خاک نمور اول بارانم

آن لحظه که در تو خیس و حیرانم

تو چو بوی نهار مادری، بعد از امتحان سخت ریاضی

چون نسیم خنک صبحگاهی

بعد از باز شدن پنجره ها

و تو لحظه باز شدن پیله ی پروانه ای

و اولین خوانش هزار در اولین صبح بهار

شایدم رنگ سبز اولین جوانه ای در گندمزار

طعم نان تازه مادر بزرگ می‌دهی

به وقت گرسنگی بعد از بازی

و بوی شبدر خیس پس از باران در باغ

و تو میدانم

رنگ و طعم و بو و شکل و حس شوق منی بعد از دیدار خدا